
حکایتی درباره توفیق تشرف خدمت امام زمان (عج الله)

یکی از اخیار زمان به نام حاج محمدعلی فشندی تهرا نی، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیه الله – عجل الله تعالی فرجه – نصیبش شده و داستانهایی دارد که نمونه ای از آن را از زبان خودشان اینجا ذکر می کنیم:
خانه > آموزش > مطالب و مقالات قرآنی > صفحه 2


یکی از اخیار زمان به نام حاج محمدعلی فشندی تهرا نی، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیه الله – عجل الله تعالی فرجه – نصیبش شده و داستانهایی دارد که نمونه ای از آن را از زبان خودشان اینجا ذکر می کنیم:


همیشه بی سوادها و نادانها و جاهلها وقتی که در مقابل دانشمندها، با قدرتها، باهنرها قرار می گیرند و می بینند جامعه برای اینها احترام قائل است، نمی دانند چه بکنند، ابزار دیگری که ندارند، اگر بگویند بی سواد است، آثار علمیش را می بینند، اگر بگویند بی هنر است هنرش را دارند می بینند، اگر بگویند بی عقل است عقلش را دارند می بینند، چه بگویند؟ آخرش می گویند این دین ندارد، این کافر است، این مسلمان نیست. یک کسی درباره ابن سینا گفته بود که ابن سینا کافر است. ابن سینا این رباعی را گفت:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی چو من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود


حکایت بانویی کلیمی که سالها قبل مسلمان شده و همان وقت پیشنهاد ساخت هیئتی را در محله خودشان داده، پس از آن با کمک خانواده و همسایههایش سالها این هیئت را سرپا نگه داشته و حالا هر ۳ پسرش پرچم هیئت را بالا نگه داشتهاند.


در مدرسه یا شعبه تفکر را عموماً یاد نمی دهیم بلکه نوع یا انواعی از افکار را آموزش می دهیم به همین جهت قدرت تامل و تفکر و اندیشه درباره مسائل را از قرآن آموزان و یا دانشآموزان می گیریم. یکی از تاثیرات قصه گویی در همین وادار سازی کودکان و نوجوانان به تفکر و تامل است که در پایان یک قصه به طور ناخودآگاه گریبان ذهن او را می گیرد!
اهمیت قصه در نظام های آموزشی غیرقابل انکار است، پس قصه خوانی و قصه گویی از طرفی روش کار است و از طرفی دیگر یک ارزش که روش مندی و ارزشمندی آن در آموزش و پرورش از زوایای مختلف قابل توجه است.


پس از ذکر فوایدی که برای قصه گویی و داستان خوانی برای شما مخاطبین عزیز کرد از تاثیرات تربیتی این مقوله در مدیریت آموزشی برای شما بزرگواران خواهیم گفت همان طور که میدانید در جهان امروز وضعیت کشورها و ملل و جوامع دگرگون شده و کار مربیان و معلمان ماهیتی تکنیکی و مهارتی پیدا کرده در جهان امروز ذهن و زبان و دنیای کودکان ما تحت تأثیر و سیطره ابزار و رسانههایی قرار دارند که کار ما مربیان و معلمان تربیتی و آموزشی را خیلی سخت کرده در کنار این سختی ها یکسری رقبای سرسخت با جذابیت های بالا قرار دارند که رقابتی حساس و نفسگیر و شاید بتوان گفت نابرابر ایجاد کردند
از اینرو والدین سعی بر این دارند که از سنین خردسالی ۳ الی ۴ سالگی فرزندانشان را تحت تعلیماتی که موسسات و نهادها و ارگان های آموزشی بر عهده شان است قرار بدهند که از قضا موسسه جامعه القرآن الکریم با تعالیم آموزشی که در دستور کار خود قرار داده یکی از این موسسات محسوب می شود شاید از خود سوال کنید چه شده که در این زمانه استقبال خانواده ها از موسسات و مهد کودک ها و پیش دبستانی ها نسبت به زمان های قبل بیشتر شده؟


همان گونه که در قسمت اول بیان شد در مبحث قصه گویی و داستان سرایی مخصوصا برای رده سنی کودکان میتوان از شیوه های فراوانی بهره برد که تعدادی از این شیوه ها ارائه گردید، در این قسمت به دیگر فواید این مبحث پرداخته خواهد شد.


تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که به عنوان یک پدر و مادر مسئول یا یک مربی دلسوز چه مقدار از قصهگویی برای فرزندانتان یا شاگردان تان لذت برده اید؟ یا اصولا چه مقدار از فایده قصه گفتن برای کودکان آگاه هستید؟
حدستون درسته این روزها متاسفانه جواب اغلب والدین یا مربیان اصلا و یا به ندرت است
در نظام آموزشی ما هم مربیان و معلمین کمی در این عرصه فعال هستند
چون وقتی پای سخن ایشان مینشینیم میگویند: با پیچیدگی زندگی ماشینی امروز که اکثر خانوادهها هم کم فرزند یا تک فرزند هستند و چون دچار کمبود وقت هستند در عین اینکه به تکنولوژی و فضای مجازی اعتیاد دارند و وارد شده اند دیگر برای قصه گویی مجالی نیست متاسفانه شاید بتوان گفت حتی مادربزرگهای عصر حاضر هم با این هنر خداحافظی کردهاند و این هنر در حال از یاد رفتن است.


و ا آنهاست با بدن و صورت مثالی آنز جمله دلایل نپوسیدن بدن پیامبران و ائمه طاهرین و اولیای خدا و بعضی از اخیار و ابرار در قبر ارتباط اجسادهاست در عالم برزخ. در بعضی از مقابری که به طور سرداب حفر شده و جنازه ها را در آن سرداب پهلوی یکدیگر قرار می دهند، دیده شده است که جنازه بعضی از علماء بالله پس از مرور نیم قرن تازه است.


مرحوم علامه تهرانی میگوید: دوستی داشتم از اهل شیراز بنام حاج مؤمن که قریب پانزده سال است به رحمت ایزدی واصل شده است. بسیار مرد صافی ضمیر و روشن دل و با ایمان و تقوی بود، و این حقیر با او عقد اخوت بسته بودم و از دعاهای او و استشفاع از او امیدها دارم. می گفت: خدمت امام زمان (عج) مکرر رسیده ام. و بسیاری از مطالب را نقل می کرد و از بعضی هم إبا می نمود. از جمله می گفت: یکی از ائمه جماعت شیراز روزی به من گفت: بیا با هم برویم به زیارت امام رضا (ع)، و یک ماشین دربست اجاره کرد و چند نفر از تجار در معیت او بودند. حرکت نموده به شهر قم رسیدیم و در آنجا یکی دو شب برای زیارت حضرت معصومه (ع) توقف کردیم. و برای من حالات عجیبی پیدا می شد و ادراک بسیاری از حقائق را می نمودم. یک روز عصر در صحن مطهر آن حضرت به یک شخص بزرگی برخورد کردم و وعده هائی به من داد.


امام رضا (ع) هشتمین پیشوای شیعیان را همه به رأفت و مهربانی می شناسند و معجزات و کراماتی از آن امام بزرگوار نقل کرده اند. در زیر به بیان بعضی از الطاف و کرامتهای این امام غریب می پردازیم:


علامه تهرانی میگوید: حقیر خودم این داستان را از مرحوم آیة الحق و سند العلم آیت الله حاج میرزا محمدجواد انصاری همدانی رضوان الله علیه شنیدم که میفرمود: یکی از بزرگان همدان که با ما سابقه دوستی و آشنائی خیلی قدیمی داشت برای ما نقل کرد که: من برای کشف حقیقت و فتح باب معنویات، متجاوز از بیست سال در خانقاه ها تردد و رفت و آمد کرده بودم، و در نزد أقطاب و دراویش رفته و دستوراتی گرفته بودم. ولی هیچ نتیجه ای حاصل نشد، و هیچ روزنه ای از کمال و معارف پیدا نشده و هیچ بابی مفتوح نگشت بطوریکه دچار یأس و سرگردانی شدم و چنین پنداشتم که اصلا خبری نیست، حتی آنچه از ائمه (ع) نقل شده است شاید گزاف گوئی باشد. شاید مطالب جزئی از پیامبران و امامان نقل شده و سپس در اثر مرور زمان در بین مریدان و تابعان آنها بزرگ شده و ورم کرده است، و بالنتیجه حالا مردم برای آنان معجزات و کرامات و خارق عادات ذکر می کنند.


تسبیح و تقدیس دو گونه است: لفظی و عملی. تسبیح لفظی به این است که انسان با یک جمله لفظی معبود خود را تقدیس کند، مثلا کلمه “سبحان الله” و همچنین کلمه “الحمدلله” که جمیع حمدها را به خدا اختصاص می دهد و او را فاعل حقیقی همه نعمت ها و منشأ همه خیرات و برکات و کمالات اعلام می کند، و همچنین کلمه “الله اکبر” که خدا را برتر از هر چیز که در تصور آید و بلکه برتر از توصیف اعلام می کند،


اینکه ما میبینیم که قرآن درباره حضرت یوسف در آن تنگنایی که آن زن از او کام طلبی میکرد میگوید: «و لقد همت بهو هم بها لولا ان رأی برهان ربه؛ آن زن آهنگ یوسف را کرد و یوسف هم اگر نبود که دلیل پروردگار مشهودش بود، آهنگ او را میکرد» (یوسف/


طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت هود علیه السلام مأمور هدایت قوم عاد شد، روایت شده است که عاد دو پسر به نام «شدّاد» و «شدید» داشت، عاد از دنیا رفت و شدّاد و شدید با قلدری جمعی را به دور خود جمع كردند و به فتح شهرها پرداختند و با زور و ظلم و غارت بر همه جا تسلط یافتند، در این میان شدید از دنیا رفت و شدّاد تنها شاه بیرقیب كشور پهناور شد، غرور او را فراگرفت. (حضرت هود علیه السلام او را به خداپرستی دعوت كرد و به او فرمود: «اگر به سوی خدا آیی، خداوند پاداش بهشت جاوید به تو خواهد داد، او گفت: بهشت چگونه است؟ هود علیه السلام بخشی از اوصاف بهشت خدا را برای او توصیف نمود. شداد گفت: این كه چیزی نیست من خودم این گونه بهشت را خواهم ساخت، كبر و غرور او را از پیروی هود علیه السلام بازداشت).


رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود :
هرگاه در زندگیت دچار تنگی معیشت و کسادی شدی، حاجتت را به خدا عرضه کن و نماز استغفار را ترک نکن.نماز استغفار دو رکعت است و در هر دو رکعت، چنین عمل کن:


یکی از اخیار زمان به نام حاج محمدعلی فشندی تهرا نی، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیه الله – عجل الله تعالی فرجه – نصیبش شده و داستانهایی دارد که نمونه ای از آن را از زبان خودشان اینجا ذکر می کنیم:


همیشه بی سوادها و نادانها و جاهلها وقتی که در مقابل دانشمندها، با قدرتها، باهنرها قرار می گیرند و می بینند جامعه برای اینها احترام قائل است، نمی دانند چه بکنند، ابزار دیگری که ندارند، اگر بگویند بی سواد است، آثار علمیش را می بینند، اگر بگویند بی هنر است هنرش را دارند می بینند، اگر بگویند بی عقل است عقلش را دارند می بینند، چه بگویند؟ آخرش می گویند این دین ندارد، این کافر است، این مسلمان نیست. یک کسی درباره ابن سینا گفته بود که ابن سینا کافر است. ابن سینا این رباعی را گفت:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی چو من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود


حکایت بانویی کلیمی که سالها قبل مسلمان شده و همان وقت پیشنهاد ساخت هیئتی را در محله خودشان داده، پس از آن با کمک خانواده و همسایههایش سالها این هیئت را سرپا نگه داشته و حالا هر ۳ پسرش پرچم هیئت را بالا نگه داشتهاند.


در مدرسه یا شعبه تفکر را عموماً یاد نمی دهیم بلکه نوع یا انواعی از افکار را آموزش می دهیم به همین جهت قدرت تامل و تفکر و اندیشه درباره مسائل را از قرآن آموزان و یا دانشآموزان می گیریم. یکی از تاثیرات قصه گویی در همین وادار سازی کودکان و نوجوانان به تفکر و تامل است که در پایان یک قصه به طور ناخودآگاه گریبان ذهن او را می گیرد!
اهمیت قصه در نظام های آموزشی غیرقابل انکار است، پس قصه خوانی و قصه گویی از طرفی روش کار است و از طرفی دیگر یک ارزش که روش مندی و ارزشمندی آن در آموزش و پرورش از زوایای مختلف قابل توجه است.


پس از ذکر فوایدی که برای قصه گویی و داستان خوانی برای شما مخاطبین عزیز کرد از تاثیرات تربیتی این مقوله در مدیریت آموزشی برای شما بزرگواران خواهیم گفت همان طور که میدانید در جهان امروز وضعیت کشورها و ملل و جوامع دگرگون شده و کار مربیان و معلمان ماهیتی تکنیکی و مهارتی پیدا کرده در جهان امروز ذهن و زبان و دنیای کودکان ما تحت تأثیر و سیطره ابزار و رسانههایی قرار دارند که کار ما مربیان و معلمان تربیتی و آموزشی را خیلی سخت کرده در کنار این سختی ها یکسری رقبای سرسخت با جذابیت های بالا قرار دارند که رقابتی حساس و نفسگیر و شاید بتوان گفت نابرابر ایجاد کردند
از اینرو والدین سعی بر این دارند که از سنین خردسالی ۳ الی ۴ سالگی فرزندانشان را تحت تعلیماتی که موسسات و نهادها و ارگان های آموزشی بر عهده شان است قرار بدهند که از قضا موسسه جامعه القرآن الکریم با تعالیم آموزشی که در دستور کار خود قرار داده یکی از این موسسات محسوب می شود شاید از خود سوال کنید چه شده که در این زمانه استقبال خانواده ها از موسسات و مهد کودک ها و پیش دبستانی ها نسبت به زمان های قبل بیشتر شده؟


همان گونه که در قسمت اول بیان شد در مبحث قصه گویی و داستان سرایی مخصوصا برای رده سنی کودکان میتوان از شیوه های فراوانی بهره برد که تعدادی از این شیوه ها ارائه گردید، در این قسمت به دیگر فواید این مبحث پرداخته خواهد شد.


تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که به عنوان یک پدر و مادر مسئول یا یک مربی دلسوز چه مقدار از قصهگویی برای فرزندانتان یا شاگردان تان لذت برده اید؟ یا اصولا چه مقدار از فایده قصه گفتن برای کودکان آگاه هستید؟
حدستون درسته این روزها متاسفانه جواب اغلب والدین یا مربیان اصلا و یا به ندرت است
در نظام آموزشی ما هم مربیان و معلمین کمی در این عرصه فعال هستند
چون وقتی پای سخن ایشان مینشینیم میگویند: با پیچیدگی زندگی ماشینی امروز که اکثر خانوادهها هم کم فرزند یا تک فرزند هستند و چون دچار کمبود وقت هستند در عین اینکه به تکنولوژی و فضای مجازی اعتیاد دارند و وارد شده اند دیگر برای قصه گویی مجالی نیست متاسفانه شاید بتوان گفت حتی مادربزرگهای عصر حاضر هم با این هنر خداحافظی کردهاند و این هنر در حال از یاد رفتن است.


و ا آنهاست با بدن و صورت مثالی آنز جمله دلایل نپوسیدن بدن پیامبران و ائمه طاهرین و اولیای خدا و بعضی از اخیار و ابرار در قبر ارتباط اجسادهاست در عالم برزخ. در بعضی از مقابری که به طور سرداب حفر شده و جنازه ها را در آن سرداب پهلوی یکدیگر قرار می دهند، دیده شده است که جنازه بعضی از علماء بالله پس از مرور نیم قرن تازه است.


مرحوم علامه تهرانی میگوید: دوستی داشتم از اهل شیراز بنام حاج مؤمن که قریب پانزده سال است به رحمت ایزدی واصل شده است. بسیار مرد صافی ضمیر و روشن دل و با ایمان و تقوی بود، و این حقیر با او عقد اخوت بسته بودم و از دعاهای او و استشفاع از او امیدها دارم. می گفت: خدمت امام زمان (عج) مکرر رسیده ام. و بسیاری از مطالب را نقل می کرد و از بعضی هم إبا می نمود. از جمله می گفت: یکی از ائمه جماعت شیراز روزی به من گفت: بیا با هم برویم به زیارت امام رضا (ع)، و یک ماشین دربست اجاره کرد و چند نفر از تجار در معیت او بودند. حرکت نموده به شهر قم رسیدیم و در آنجا یکی دو شب برای زیارت حضرت معصومه (ع) توقف کردیم. و برای من حالات عجیبی پیدا می شد و ادراک بسیاری از حقائق را می نمودم. یک روز عصر در صحن مطهر آن حضرت به یک شخص بزرگی برخورد کردم و وعده هائی به من داد.


امام رضا (ع) هشتمین پیشوای شیعیان را همه به رأفت و مهربانی می شناسند و معجزات و کراماتی از آن امام بزرگوار نقل کرده اند. در زیر به بیان بعضی از الطاف و کرامتهای این امام غریب می پردازیم:


علامه تهرانی میگوید: حقیر خودم این داستان را از مرحوم آیة الحق و سند العلم آیت الله حاج میرزا محمدجواد انصاری همدانی رضوان الله علیه شنیدم که میفرمود: یکی از بزرگان همدان که با ما سابقه دوستی و آشنائی خیلی قدیمی داشت برای ما نقل کرد که: من برای کشف حقیقت و فتح باب معنویات، متجاوز از بیست سال در خانقاه ها تردد و رفت و آمد کرده بودم، و در نزد أقطاب و دراویش رفته و دستوراتی گرفته بودم. ولی هیچ نتیجه ای حاصل نشد، و هیچ روزنه ای از کمال و معارف پیدا نشده و هیچ بابی مفتوح نگشت بطوریکه دچار یأس و سرگردانی شدم و چنین پنداشتم که اصلا خبری نیست، حتی آنچه از ائمه (ع) نقل شده است شاید گزاف گوئی باشد. شاید مطالب جزئی از پیامبران و امامان نقل شده و سپس در اثر مرور زمان در بین مریدان و تابعان آنها بزرگ شده و ورم کرده است، و بالنتیجه حالا مردم برای آنان معجزات و کرامات و خارق عادات ذکر می کنند.


تسبیح و تقدیس دو گونه است: لفظی و عملی. تسبیح لفظی به این است که انسان با یک جمله لفظی معبود خود را تقدیس کند، مثلا کلمه “سبحان الله” و همچنین کلمه “الحمدلله” که جمیع حمدها را به خدا اختصاص می دهد و او را فاعل حقیقی همه نعمت ها و منشأ همه خیرات و برکات و کمالات اعلام می کند، و همچنین کلمه “الله اکبر” که خدا را برتر از هر چیز که در تصور آید و بلکه برتر از توصیف اعلام می کند،


اینکه ما میبینیم که قرآن درباره حضرت یوسف در آن تنگنایی که آن زن از او کام طلبی میکرد میگوید: «و لقد همت بهو هم بها لولا ان رأی برهان ربه؛ آن زن آهنگ یوسف را کرد و یوسف هم اگر نبود که دلیل پروردگار مشهودش بود، آهنگ او را میکرد» (یوسف/


طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت هود علیه السلام مأمور هدایت قوم عاد شد، روایت شده است که عاد دو پسر به نام «شدّاد» و «شدید» داشت، عاد از دنیا رفت و شدّاد و شدید با قلدری جمعی را به دور خود جمع كردند و به فتح شهرها پرداختند و با زور و ظلم و غارت بر همه جا تسلط یافتند، در این میان شدید از دنیا رفت و شدّاد تنها شاه بیرقیب كشور پهناور شد، غرور او را فراگرفت. (حضرت هود علیه السلام او را به خداپرستی دعوت كرد و به او فرمود: «اگر به سوی خدا آیی، خداوند پاداش بهشت جاوید به تو خواهد داد، او گفت: بهشت چگونه است؟ هود علیه السلام بخشی از اوصاف بهشت خدا را برای او توصیف نمود. شداد گفت: این كه چیزی نیست من خودم این گونه بهشت را خواهم ساخت، كبر و غرور او را از پیروی هود علیه السلام بازداشت).


رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود :
هرگاه در زندگیت دچار تنگی معیشت و کسادی شدی، حاجتت را به خدا عرضه کن و نماز استغفار را ترک نکن.نماز استغفار دو رکعت است و در هر دو رکعت، چنین عمل کن: