telegramwhite aparat igap soroush tartil hamrahquran

آداب باطنی تلاوت قرآن

adabtelavatالف ـ نیت و دوام آن:

قالَ الصّادِقُ ـ عَلَیْه الْسَّلامُ ـ : … فَاِنَّ مَنْ النّاسِ مَنْیَتَعَلَّمَ الْقُرآنَ لِیُقالَ: فُلان قارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْیَتَعَلَّمَهُ فَیَطْلُبُ مِنْهُ الصَّوْتَ؛ فَیُقالُ فُلانٌ حَسَنُالصَّوتِ.

همانا برخی از مردم، قرآن را می آموزند تا گفته شود: فلانی قاری است! و بعضی از ایشان، قرآن را می آموزند و هدفشان صوت است، پس گفته می شود: فلانی خوش صداست!

قاَلَ رَسولُ الله ـ صَلَّی الله علیه و آله و سَلَّمْ ـ تَکَلَّمَ النّارُ یَوْمَ الْقِیمَهِ ثَلاثَهً: … وَ تَقولُ لِلْقارِئِ: یاَمَنْ تَزَیَّنَ لِلنّاسِ وَ بارِزِ اللهَ بِالْمَعاصی فَتَزْدَرَدَهُ.

آتش روز قیامت به قاری قرآن می گوید: ای کسی که برای مردم خود را آراستی و آشکارا معصیت خدا نمودی، پس او را در خود فرو می کشد.

قالَ رَسولُ الله ـ صَلَّی الله علیه و آله وَ سَلَّمْ ـ : … وَ مَنْ قَرَءَ الْقُرآنَ یُریدُ بِهِ سُمْعَهً وَ الْتِماسَ الدَّنیا، لَقَی اللهُ یَوْمَالقِیامَهِ وَ وَجْهُه عَظْمٌ لَیْسَ عَلَیْهَ لَحْمٌ … .

و کسی که به قصد سمعه (رسیدن خبری به گوش مردم) و دنیادار شدن قرآن بخواند؛ روز قیامت خدا را ملاقات می کند در حالی که صورتش گوشت ندارد.

تلاوت قرآن عبادت است و باید نیت صحیح داشته باشد. (به اصطلاح، قربهً الی الله باشد). کوچکترین شائبه ای در آن موجب از بین رفتن عمل است و تلاوت را تباه می سازد.

بهترین نیت برای هنر قرائت، اطاعت امر رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می باشد که راجع به آن در فصل سوم مفصلاً بحث کردیم.

پیامبر فرموده اند: قرآن را زیبا بخوانید، اگر استطاعت آن وجود دارد و خدا نعمت حسن صوت را عنایت کرده است. باید برای اطلاعت امر ایشان، هنر قرائت را فرا گرفته سعی کنیم قرآن را به زیباترین وجه تلاوت کنیم.

پس دقت داشته باشیم هنگام تلاوت قرآن به کسی جز حق تعالی توجه نداشته باشیم (هر که می خواهد باشد: مستمعین، داوران مسابقه، استاد جلسه…) مگر کسانی را که خود او فرموده است که به یادشان باشیم. یعنی رسول اکرم و ائمه علیهم السلام. فقط و فقط برای خدا باید تلاوت کرد؛ نه به قصد ریا و خودنمایی و یا این که بگویند فلانی قاری خوبی است و یا به قصد شهرت و معروفیت. هر کدام از اینها که به قلب قاری وارد شود تلاوتش را تباه می سازد. از این روست که باید نیت، دوام داشته باشد و از ابتدای اعوذ بالله، تا آخر صدق الله استمرار یابد و این ادامه نیت حاصل نمی شود مگر با دوام استعاذه. به این معنی که پس از استعاذه لفظی، باید تا پایان تلاوت قلباً استعاذه داشت و از شر وساوس ابلیس و نفس اماره به صاحب قرآن پناه برد.

تثبیت این امر و ملکه شدن آن برای نفس، کار بسیار دشوار و مشکلی است که در بیان آسان می آید. تقویت دو قوه الهی انسان، یعنی عقل نظری که همان اعتقادات است و عقل عملی که انجام واجبات و ترک محرمات می باشد، موجب ظهور این امر می شود و باید از خدا توفیق آنرا خواست.

برای جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ضمن تلاوت این روش مناسب است: اگر در اثنای تلاوت، مقام یا تحریر و یا قاعده تجویدی برای خوش آمد مستمعین یا استاد یا لذت نفسانی اجرا شد، باید بلافاصله تلاوت را قطع نمود، اگرچه در اوائل تلاوت باشد و مستمعین دلگیر شوند. رعایت آداب هنر قرائت برتر از خوش آمد مردم است. اما اگر کسی جسارت این کار را نداشت، فوراً استغفار نموده و تلاوت را ادامه دهد.

بکوشیم خدا را از خود راضی کنیم. با این بیانات، بطلان این کلام معروف که باید قرآن را «برای مردم» خواند روشن می شود. توجه داشته باشیم که ما موظفیم فقط برای خدا و خوش آمد، و قرآن بخوانیم، با این هدف که بندگانش را بیدار نموده و قلوبشان را با زلال قرآن شستشو دهیم و به سوی حق و اولیائش رهنمون سازیم.

ب ـ تفکر در عظمت کلام الهی و حضور قلب:

قالَ رَسولُ الله ـ صَلَّی الله علیه و آله و سَلَّمْ ـ : لا یَنْبَغی لِحامِلِ الْقُرآنِ اَنْ یَظُنَّ اَنَّ اَحَداً اُعْطی اَفضَلَ مِمّا اُعْطیلاِنَّهُ لَوْمَلِکَ الّدُنیا بِاَسْرِها لَکانَ الْقُرآنُ اَفْضَلَ مِمّا مَلِکَهُ.

برای قاری قرآن شایسته نیست که گمان کند به کسی چیزی بهتر از آنچه به او عطا شده است داده اند. زیرا اگر تمام دنیا را مالک شود، قرآن بزرگتر از دارایی اوست.

قاری قرآن باید در عظمت کلام الله تفکر نماید. در نزول و چگونگی متجلی شدن آن در عالم مُلک، به شکل الفاظ و کلماتی که قابل فهم برای بشر است، دقت نماید. ثمره این تفکر، خشوع و خضوع در برابر کلمات الهی است. زیرا وی تالی و قاری کلماتی است که از عرش جلال الهی نازل شده است و همانقدر که متکلم آن کلمات عظیم است، کلام وی نیز عظمت دارد. پس از آن در لطف حق تعالی نظر کند و رحمت و مهربانی او را یاد نماید که برای هدایت او، عالی ترین مفاهیم و معارف را در قالب حروف و اصوات بشری نازل فرمود که اگر این نزول نبود، بشر از فهم صفات الهی عاجز می بود. و یا اگر این نزول در حد طاقت بشری نبود، فهم آن ممکن نمی شد و آنچه در آسمان و زمین است متلاشی می شد. همانطور که کوه، تجلی الهی را تحمل ننمود و متلاشی گشت. اگر خداوند به حضرت موسی (ع) عظمت روحی عطا نفرموده بود، طاقت دیدن تجلی حق تعالی و شنیدن کلامُ الله را نداشته، همچون کوه متلاشی می گشت.

با این افکار، آتش عشق و شوق الهی در نفس قاری مشتعل شده و آماده مخاطبه با حضرت حق می گردد.

خدای رحیمی که قرآن را از حقیقت لا یُدرِک و لا یوصَفش تا مرتبه فهم انسانی نزول داده و با همه ضعف و نقص انسان، او را مخاطب خویش گردانیده است.

در اثر این عشق، قاری قرآن هنگام تلاوت، حضور قلب یافته و فقط متوجه حق تعالی می شود و اگر در تلاوت آیه ای این حضور محو گردید، بازگشته و آیه را تکرار می کند.

اثرات حضور قلب و تعظیم قرآن و متکلم آن، دوری از صفات رذیله چون ریا، سمعه، حسد، کبر، عجب و … می باشد. پس بکوشیم با تمرین و تلقین و تمنا و التماس به ساحت مقدس الهی، حضور قلب به هنگام تلاوت را ملکه خویش گردانیم.

ج) تدبّر:

قالَ اَمیرُالْمؤمنینَ، عَلیّ ـ عَلَیْه السَّلامُ ـ لا خَیْرَ … و لا فی قِراءَهٍ لا تَدَبُّرَ فیها.

در قرائتی که تدبر نباشد، خیری نیست.

عَن الزُّهَری، قالَ: سَمِعْتُ علیَّ بْنَ الْحُسْین ـ عَلیْه السَّلامُ ـ یَقْولُ: آیاتُ الْقُرآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ فَکُلَّما فُتِحَتْ خَزانهُیَنْبَغی لَکَ اَنْ تَنْظُرَ ما فیها.

شنیدم امام زین العابدین ـ سلام الله علیه ـ می فرماید: آیات قرآن گنجینه های دانش است، پس هر گاه گنجینه ای گشوده شد، سزاوار است که تو در آن نگاه کنی.

آنچه از آغاز کتاب کراراً بدان اشاره شد و گفتیم که از اهداف عالیه هنر قرائت است، تدبر در آیات شریفه کلامُ الله می باشد. اگر تدبّر نباشد، تلاوت ما همچون خواندن آوازهای عربی است. اگر چه ثواب ظاهری قرائت قرآن شامل حال ما می شود، ولی اثرات معنوی نخواهد داشت.

اثرات تدبّز عبارتند از:

۱- فهم کلامُ الله: ابن مسعود می فرماید: کسی که می خواهد علم اولین و آخرین را بیاموزد، در قرآن تدبر نماید. وقتی قاری قرآن صفات الهی تدبر می کند، معانی اسماء و صفات را فهمیده، چه بسا اسراری را از این معانی درک نماید و هنگامی که در افعال حق تعالی تدبر می کند به عظمت خالق پی برده و در آینه همه اشیاء، وجود او را می بیند. اگر در احوال انبیاء تدبر کند رحمت و لطف او را در می یابد و عشق انبیاء را برای هدایت مردم می فهمد.

با تدبر در احوال مکذّبین و امم انبیاء، حالت خوف در او ایجاد شده، از شر نفس و شیطان به خدا پناه می برد و از سوء فعل و قصور و تقصیرش در انجام تکالیف الهی شرمسار شده، تهیه می نماید.

البته، فهم هر کس از آیات شریفه بستگی به ظرفیت وجودی و نورانیت نفسانی او دارد. زیرا همانطور که ظاهر قرآن را جز با طهارت نمی توان لمس کرد باطن قرآن را نیز بدون طهارت باطنی نمی توان شناخت.

کلام امیر

threesqrکمترین حقی که از خدای سبحان بر گردن شماست

این که از نعمت های او در راه نافرمانی اش یاری نباید خواست .

نور علی نور

عن الفضیل بن یسار عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال سمعته یقول : ان الذین یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه و قله حفظ له اجران
** از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: همانا کسی که با قرآن همدم است و آن را با مشقت و کمی حافظه حفظ می کند دو اجر دارد**
ترجمه اصول کافی- ج 6  ص 407

aparat robottelegram igap tartil soroush

 کلیه حقوق سایت محفوظ است.
طراحی و پشتیبانی: باسط وب