telegramwhite aparat igap soroush tartil hamrahquran

آموزش وقف و ابتدا 8

vaghf

وقف مطلق

و آن در جایی است که دو عبارت به گونه ای باشد که در آن، هم وقف بر عبارت اول و هم ابتدا به عبارت دوم، بسیار نیکو و پسندیده باشد، و در عین حال وصل آن نیز با مانعی مواجه نباشد.

وقف مطلق، تمام موارد وقف تام را به جز آن دسته که لازمند، در بر می گیرد.

 

 

پس اگر وقف های تام را به دو دسته تقسیم کنیم: دسته ای لازم و دسته ای غیر لازم؛ قسم اول داخل در وقف لازم است، و قسم دوم همگی مصادیق وقف مطلق هستند، گر چه ممکن است مصادیق وقف مطلق، منحصر به وقف تام نباشد و بعضی از موارد وقف کافی را نیز شامل شود.

شایان ذکر است، آن چه درباره موارد شیوع وقف تام گفته شد، در مورد وقف مطلق نیز صادق است.

مثال هایی از وقف مطلق

«وَ لَوْ رَدُّوهُ اِلَی الرَّسُولِ وَ اِلَی اُولِی الاَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبُطُونَهُ مِنْهُمْ* وَ لَوْ لاَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَ تَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ اِلاَّ قَلِیلاً». (نساء (۴) آیه ۸۳).

«لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلَی یَوْمِ الْقِیَمَهِ لاَ رَیْبِ فِیهِ* وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدِیثاً». (نساء (۴) آیه ۸۷).

«اَللهُ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ* نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ». (آل عمران (۳) آیه ۲ و ۳).

«وَ اَنْزَلَ الْفُرْقَانَ* اِنَّ الَّذِینَ کَفَروُا». (همان، آیه ۴).

«مِنْ قَبْلِ اَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَ بَیْعٌ فِیهِ وَ لاَ خُلَّهٌ وَ لاَ شَفَاعَهٌ* وَ الْکَافِروُنَ هُمُ الظَّالِمُونَ». (بقره (۲) آیه ۲۵۴).

«فَلاَ رَفَثَ وَ لاَ فُسُوقَ وَ لاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ* وَ مَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللهُ* وَ تَزَوَدُّوا فَاِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی». (همان، آیه ۱۹۷).

وقف جایز

و آن در جایی است که دو عبارت به گونه ای باشد که هم وصل و هم فصل (وقف) آن ها جایز است، زیرا هر دو دارای سبب است؛ به طور مثال، گفته شده که وقف بر

«وَ مَا اُنْزِلْ مِنْ قَبْلِکَ»

در آیه ۱۴ سوره بقره، از نوع وقف جایز است، زیرا از طرفی واو عطف، اقتضای وصل دارد، و از طرفی تقدیم مفعول بر فعل در

«بِالاخِرَهِ هُمْ یُوِقُنونَ»

نظم دیگری به جمله داده است. [و این امر اقتضای وقف را دارد، چرا که کلام دارای نظمی مغایر با نظم جمله قبل است].

به طور کلی می توان گفت: تمام موارد وقف کافی، به جز آن چه که آن را «وقف بیان تام» نامیدیم، از مصادیق وقف جایز هستند، زیرا در تمام موارد وقف کافی، عدم رابطه لفظی (اعرابی) بین دو عبارت، اقتضای وقف را دارد و وجود رابطه معنوی، اقتضای وصل را دارد؛ مضاف بر آن که در بعضی از موارد، وجود بعضی روابط لفظی غیر اعرابی، بر اقتضای وصل می افزاید، مانند مثالی که زده شد، که واو عطف به اقتضای وصل دامن می زند، گر چه عطف در آن، از نوع عطف جمله به جمله است و هیچ کدام از جمله ها نیز محلی از اعراب ندارند تا موجب ایجاد رابطه اعرابی بین معطوف و معطوف علیها شود.

مثال های دیگر از وقف جایز

«وَ لاَ تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّی یُؤْمِنَّ* وَ لاَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ» . (بقره (۲) آیه ۲۲۱).

«وَ اِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَاَمْسِکُوهُنَّ بِمُعْرُوفٍ اَوْ سَرِّ حُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ* وَ لاَ تُمْسِکُو هُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا* وَ مَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ* وَ لاَ تَتَّخِذُوا ایاتِ اللهِ هُزُواً* وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیْکُمْ» . (همان، آیه ۲۳۱).

«اَللهُ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ* لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ* لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَ مَا فِی الاَرْضِ» . (همان، آیه ۲۵۵).

«اِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ اِلَی اَجَلٍ مُسَمّیً فَاکْتُبُوهُ* وَ لْیَکُْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبِ بِالْعَدْلِ* وَ لاَ یَأْبَ کَاتِبٌ اَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللهُ» . (همان، آیه ۲۸۲).

«لاَ یُکلّفُ اللهُ نَفْساً اِلاَّ وُسْعَهَا* لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ عَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ» . (همان، آیه ۲۸۶).

«اِنَّ الذِّینَ عِنْدَ اللهِ الاِسْلاَمُ* وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتَابَ اِلاَّ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ* وَ مَنْ یَکْفُرْ بِایَاتِ اللهَ فَاِنَّ اللهَ سَرِیعُ الْحِسَاب» . (آل عمران (۳) آیه ۱۹).

«وَ جَاهِدُوا فِی اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ* هُوَ اجْتَبیکمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ* مِلَّهَ اَبِیکُمْ اِبْرَاهِیمَ* هُوَ سَمَّیکُمُ الْمُسْلِمِین» . (حج(۲۲) آیه ۷۸).

وقف مجوز لوجه

وقفی است که به علتی تجویز شده است، گر چه وصل آن نیز جایز است، مانند:

وقف بر «اُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیَوهَ الدُّنْیَا بِالاخِرَهِ»

و ابتدا به «فَلاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ» در آیه ۸۶ سوره بقره

زیرا که «فاء» در «فَلاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمْ» اقتضای سببیت و جزا را دارد که این امر، موجب برای وصل می شود؛ و اگر لفظ فعل، استئناف گرفته شود، برای فصل (وقف) نیز وجهی وجود دارد. بعضی این وقف را معادل وقف حسن دانسته اند، که به نظر می رسد صحیح نباشد، چون در وقف حسن، ابتدای به مابعد نیکو نیست و همان طور که خواهد آمد، سجاوندی بیش تر مصادیق آن را از نوع ممنوع می داند: بنابراین، موارد زیادی از وقف های کافی، مصادیق وقفِ مُجَوَّز هستند.

کلام امیر

threesqrکمترین حقی که از خدای سبحان بر گردن شماست

این که از نعمت های او در راه نافرمانی اش یاری نباید خواست .

نور علی نور

عن الفضیل بن یسار عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال سمعته یقول : ان الذین یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه و قله حفظ له اجران
** از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: همانا کسی که با قرآن همدم است و آن را با مشقت و کمی حافظه حفظ می کند دو اجر دارد**
ترجمه اصول کافی- ج 6  ص 407

aparat robottelegram igap tartil soroush

 کلیه حقوق سایت محفوظ است.
طراحی و پشتیبانی: باسط وب