telegramwhite aparat igap soroush tartil hamrahquran

آموزش وقف و ابتدا 9

vaghf

مصادیق وقف لازم از وقف تام

آنچه در پی می آید برخی از مواردی هستند که وقف بر آنها لازم است و هم تام.

«وَ لاَ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ* اِنَّ الْعِزَّه للهِ جَمِیعاً». (یونس (۱۰) آیه ۶۵).

«فَلاَ یَحْزُنْکَ قَوْلَهُمْ* اِنَّا نَعْلَمُ مَا یَسِرُّونَ وَ مَا یُعْلِنُونَ». (یس (۳۶) آیه ۷۶).

 

در این دو مورد، وصل این توهم را ایجاد می کند که جمله بعد از «قَوْلَهُمْ»، گفتار کفار است، در حالی که گفتار خداوند است.

«وَ مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ اِلاَّ اللهُ* وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ امَنَّا بِهِ». (آل عمران (۳) آیه ۷).

«اَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکَافِرِینَ* وَ الَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ». (زمرد (۳۹) آیه ۳۲ و ۳۳).

وصل در این دو مورد، این توهم را ایجاد می کند که «واو» برای عطف است.

«رَبَّنَا اِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَ مَا نُعْلِنُ* وَ مَا یَخْفی عَلَی اللهِ مِنْ شَئٍْ فِی الاَرْضِ وَ لاَ فِی السَّمَاءِ». (ابراهیم (۱۴) آیه ۳۸).

در صورت وصل، توهم می شود که «واو»، عطف و «ما» موصول است.

مصادیق وقف لازم از وقف کافی

آنچه در پی میآید برخی از مواردی هستند که وقف بر آنها هم لازم است و هم کافی.

«وَ مَا کَانَ لَهُمْ مِنْ دُونَ اللهِ مِنْ اَوْلِیاءَ* یُضَاعَفُ لَهُمْ الْعَذَابُ». (هود (۱۱) آیه ۲۰).

وصل در این جا موجب توهم این معنا می شود که عبارت دوم، حال یا صفت برای «اَوْلِیاءَ» است.

«فَاِذَا جَاءَ اَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً* وَ لاَ یَسْتَقْدِمُونَ». (اعراف (۷) آیه ۳۴) و (نحل(۱۶) آیه ۱۶).

«اِذَا جَاءَ اَجَلُهُمْ فَلاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً* وَ لاَ یَسْتَقْدِمُونَ». (یونس (۱۰) آیه ۴۹).

وصل در این جا موجب این توهم می شود که «واو» در «وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ» عطف به جواب شرط است، در حالی که چنین نیست، زیرا وقتی اجل فرا می رسد، تنها مساله تاخبر و به عقب افکندن آن می تواند مطرح باشد و دیگر به جلو انداختن آن معنا ندارد.

«وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ اِلَی جَهَنَّمَ وِرْداً* لاَ یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَهَ». (مریم (۱۹) آیه ۸۶ و ۸۷).

در این جا وصل موجب توهم این معنا می شود که آیه دوم حال باشد.

«وَ لاَ تَدْعُ مَعَ اللهِ اِلَهاً اخَرَ* لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ». (قصص (۲۸) آیه ۸۸).

در این جا وصل موجب این توهم می شود که جمله دوم وصف برای «اِلَهاً اخَرَ» است.

«زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَوهُ الدُّنْیَا وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ امَنُوا* وَ الَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَمَهِ». (بقره (۲) آیه ۲۱۲).

در این جا وصل موجب این توهم می شود که «یَوْمَ الْقِیَمَهِ» در عبارت دوم، ظرف برای فعل «یَسْخَرُونَ» در عبارت اول است.

«تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ* مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللهُ». (بقره (۲) آیه ۲۵۳).

وصل در این جا موجب این توهم می شود که «مِنْهُمْ» متعلق به جمله قبل است، در حالی که «مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللهُ» یک جمله مستانفه است.

«لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا اِنَّ اللهَ ثَالِثُ ثَلاَثَهٍ* وَ مَا مِنْ اِلَهٍ اِلاَّ اِلَهٌ وَاحِدٌ». (مائده (۵) آیه ۱۱۶).

«وَ قَالُوا اتَّخَذَ اللهُ وَلَداً * سُبْحَانَه». (بقره (۲) آیه ۱۱۶).

وصل در این دو مورد، موجب می شود که کسی توهم کند جمله دوم نیز گفتار کافران است.

مصادیق وقف لازم از وقف حسن

آنچه در پی می آید برخی از مواردی که وقف بر آنها هم لازم است و هم حسن.

«لِتُؤْمنِوُا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ* وَ تُسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَ اَصیِلاً». (فتح (۴۸) آیه ۹).

در بیان وجه حسن بودن وقف بر «تُوَقِّرُوهُ» باید بگوییم: سه فعل «تُعَزِّرُوهُ»، «تُوَقِّرُوهُ» و «تَسَبِّحُوهُ» عطف بر «تُؤْمِنُوا» هستند، و چون «تُؤْمِنُوا» با «ان» مقدر منصوب شده این سه فعل نیز منصوب هستند؛ بنابراین بین این چهار فعل، رابطه لفظی وجود دارد و وجود رابطه معنوی بین آن ها نیز واضح است؛ لذا وقف بر هر یک از آن ها، از نوع وقف حسن است، اما، وجه لازم بودن وقف بر «تُوَقِّرُوهُ» آن است که اگر وصل شود، توهم می شود که ضمی غایب در هر سه فعل به یک چیز بر می گردد، به خدا یا رسول، در حالی که ضمیر غایب در «تُعَزِّرُوهُ» و «تُوَقِّرُوهُ» به پیامبر بر می گردد، ولی در «تُسَبِّحُوهُ» به خداوند راجع است.

«اَلَمْ تَرَ اِلَی الْمَلاِ مِنْ بَنِی اِسْرائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَی* اِذْ قَالُوا لِبَنِیٍ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکاً». (بقره (۲) آیه ۲۴۶).

«وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَی ادَمَ بِاْلَحَقِّ* اِذْ قُرْبَاً فَتُقُبِّلَ مِنْ اَحَدِهِمَا». (مائده(۵) آیه ۲۷).

«وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ* اِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ». (یونس (۱۰) آیه ۷۱).

سجاوندی، وقف در این موارد سه گانه را لازم می داند، تا توهم نشود که عامل در «اذ»، فعل متقدم است.

«فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِیَنَتهُ عَلَیْهِ* وَ اَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا». (توبه (۹) آیه ۴۰).

گفته شده که ضمیر «عَلَیْهِ» به ابوبکر و ضمیر «اَیَّدَهُ» به پیامبر بر می گردد؛ و لذا برای این که کسی هر دو را به پیامبر یا ابوبکر بر نگرداند، وقف بر «عَلَیْهِ» لازم است.

«وَ اِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنُ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ* وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ». (یوسف (۱۲) آیه ۲۷).

منظور آیه، آن است که یوسف از صادقان است، در حالی که وصل، موجب این توهم می شود که زلیخا از صادقان است.

کلام امیر

threesqrکمترین حقی که از خدای سبحان بر گردن شماست

این که از نعمت های او در راه نافرمانی اش یاری نباید خواست .

نور علی نور

عن الفضیل بن یسار عن ابی عبدالله (علیه السلام ) قال سمعته یقول : ان الذین یعالج القرآن و یحفظه بمشقه منه و قله حفظ له اجران
** از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: همانا کسی که با قرآن همدم است و آن را با مشقت و کمی حافظه حفظ می کند دو اجر دارد**
ترجمه اصول کافی- ج 6  ص 407

aparat robottelegram igap tartil soroush

 کلیه حقوق سایت محفوظ است.
طراحی و پشتیبانی: باسط وب